السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

194

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

سخنى نگفت ؟ همسرش گفت : چرا به تو سلام رساند و گفت سر در خانه‌ات را تغيير بده ! اسماعيل متوجّه كنايهء پدر شد و لذا آن زن را طلاق داد و همسر ديگرى گرفت ، سپس ابراهيم سالها درنگ نمود و باز از ساره اجازه خواست تا اسماعيل را ملاقات كند ، ساره به او اجازه داد ، امّا شرط نمود كه پياده نشود و منزل نگيرد . اين بار ابراهيم آمد تا به در منزل اسماعيل رسيد ، به همسر اسماعيل گفت : شوهرت كجاست ، آن زن گفت : همسرم براى شكار به خارج حرم رفته و ان شاء اللَّه به زودى بر مىگردد ، خدا تو را رحمت كند به منزل ما وارد شو ، ابراهيم به خاطر شرط ساره وارد منزل نشد و پرسيد آيا نزد تو وسيلهء پذيرايى هست ؟ همسر اسماعيل گفت : البته و آن وقت مقدارى شير و گوشت براى ابراهيم آورد و ابراهيم براى بركت آنها دعا كرد ، و اگر آن روز همسر اسماعيل نان گندم يا جو و يا خرما آورده بود ، در اثر دعاى ابراهيم بيشتر آن سرزمين از گندم و جو يا خرما آكنده مىشد . پس از صرف غذا همسر اسماعيل عرضه داشت ، اى پدر پياده شو تا من سرت را شستشو بدهم ، لكن ابراهيم پياده نشد ، امّا به نزد مقام رفت و آن را بر كنار ركاب راست قرار داد و سپس پاى راست خود را بر آن نهاد و اثر پاى آن حضرت بر آن سنگ باقى ماند ، به اين صورت همسر اسماعيل سمت راست سر پدر شوهرش را شست ، سپس مقام را به كار ركاب چپ منتقل كرد و پاى چپ خود را بر آن نهاد و همسر اسماعيل سمت چپ سرش را شستشو داد و اثر پاى چپ آن حضرت بر سنگ باقى ماند وقتى عمل شستشو به پايان رسيد ابراهيم ( ع ) به او فرمود : به همسرت سلام برسان و به او بگو سر در منزلت بسى محكم و استوار است . وقتى اسماعيل رسيد ، بوى پدر را در خانه يافت ، به همسرش گفت : آيا كسى به نزدت آمده ؟ همسرش گفت : آرى پير مردى كه از نظر صورت بهترين مردم و خوشبوترين آنان بود و من سر او را شستشو دادم و از او پذيرايى كردم و اين اثر پاى اوست كه در مقام بجا مانده ، اسماعيل گفت : او پدرم ابراهيم ( ع ) بوده است . از پيامبر اكرم ( ص ) روايت شده : ركن و مقام دو ياقوت از ياقوتهاى بهشتى بودند كه خداوند نور آن دو را خاموش كرد و اگر نور آنها خاموش نشده بود ، تمام شرق و غرب زمين از نور آنها روشن و نورانى مىگشت . ( عياشى ) از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : حجر الاسود براى آدم از بهشت